یه هفته بعد به دنیا اومدن حسین خبر قبولیش رسید.و از 10مهر هم رفت تهران ...
تو این چند روز اتفاقایی افتاده باز به رضا و بابام مربوط میشه که کلی دعوا و ناراحتی پیش اومد...نمیخام درموردش حرف بزنم.
ناراحتم میکنه...ولی خدارو شکر الان خوبه همه چیز..فقط رضا سرما خوردگی شدید گرفته و الان خونه باباشه تا حسین ازش نگیره و منم خونه مامانم اینام و امشب اینجام... مثلا میخاستم امروز برم بازار خرید مانتو کفش و اینا بعد مدت ها..ایییش خخخخ..
ازتون نالاحتم بهم دیگ سر نمیزنین.البته فقط بعضیاتون هاااا... اما بازم دوچتون دالم...بوس.
برچسب:
نویسنده: یوسف حسنی